پیام سپاهان - صبح نو /متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
۱۷۵ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با استناد به اصل ۸۸ قانون اساسی، طرح سؤال از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، درباره وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور را امضا کردند؛ طرحی که به گفته نمایندگان، رئیس مجلس از دریافت آن خودداری کرده است. روزگذشته و در جریان بررسی کلیات لایحه بودجه ۱۴۰۵، مجتبی ذوالنور، نماینده قم با حضور در جایگاه هیأت رئیسه تلاش کرد سوال از رئیسجمهور را به صورت رسمی تحویل دهد؛ اقدامی که با واکنش دوگانه نمایندگان همراه شد؛ تعدادی برای همراهی با ذوالنور و گروهی دیگر برای مخالفت با طرح این سوال در شرایط فعلی. در نهایت، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس از تحویل گرفتن سوال خودداری کرد و ذوالنور به صندلیاش بازگشت. این صحنه، صرفا یک اختلاف آییننامهای نبود؛ نماد یک دوگانگی عمیقتر در فهم سیاستورزی در شرایط بحران بود.
هیچکس منکر حق مجلس برای سوال از رئیسجمهور نیست. حتی خود قالیباف نیز بارها بر جایگاه نظارتی مجلس تأکید کرده است، اما سیاست، فقط مجموعهای از حقوق قانونی نیست؛ سیاست هنر تشخیص اولویتهاست. امروز کشور در چه وضعیتی است؟
کشور همزمان با سه فشار جدی مواجه است؛ ناآرامیها و اغتشاشات در برخی نقاط تهدیدات خارجی و جنگ روانی فزاینده؛ فشار اقتصادی و معیشتی که نیازمند آرامش تصمیمسازی است.
در چنین شرایطی، هر اقدام سیاسی باید یک سوال ساده را پاسخ دهد: آیا این کار به ثبات کمک میکند یا به التهاب؟
طرح سوال از رئیسجمهور در این مقطع، نه به حل مسأله بودجه کمک میکند، نه به اقناع افکار عمومی و نه حتی به تقویت جایگاه مجلس. برعکس، پیام آشکار آن به بیرون، شکاف در رأس حاکمیت و ناهماهنگی در مدیریت بحران است؛ پیامی که دشمن دقیقا منتظر شنیدن آن است.
مجتبی ذوالنور چهرهای ناشناخته در سیاست ایران نیست. سابقه امنیتی و پارلمانی او باعث میشود انتظار دقت بیشتری در تحلیل شرایط داشته باشیم، اما اقدام امروز او نشان داد که یا درک درستی از اولویتهای ملی ندارد یا عامدانه ترجیح داده بازی سیاسی را بر مصلحت عمومی مقدم بدارد.
وقتی کشور درگیر جنگ ترکیبی است، طرح سوال از رئیسجمهور، آن هم نه در قالب یک روند آرام و کارشناسی، بلکه به صورت نمایشی در صحن علنی، عملا ریختن بنزین روی آتش بیثباتی روانی جامعه است. اینجا دیگر بحث نظارت نیست؛ بحث زمانناشناسی سیاسی است.
در مقابل این رفتار، تصمیم محمدباقر قالیباف قابلتوجه است. او نه با فریاد، نه با برخورد احساسی، بلکه با یک اقدام کاملا حسابشده، سوال را تحویل نگرفت. این رفتار، نه حذف نظارت بود و نه حمایت بیقیدوشرط از دولت؛ بلکه تعلیق یک اقدام تنشزا در زمان نامناسب بود. قالیباف نشان داد که ریاست مجلس فقط اجرای خشک آییننامه نیست؛ بلکه مدیریت صحنه سیاسی در لحظات حساس است. او به درستی تشخیص داد که امروز مجلس باید لنگر ثبات باشد، نه منبع سیگنالهای متناقض.
نگاه قالیباف، نگاهی عقلانی و مبتنی بر تجربه اجرایی است. کسی که هم شهرداری تهران را در بحرانها اداره کرده، هم فرماندهی در شرایط جنگی را تجربه کرده، میداند که همه حقیقتها را نمیتوان همزمان و در هر موقعیتی فریاد زد.
تصمیم قالیباف، دو پیام روشن داشت، وی به داخل این پیام را داد مجلس اجازه نمیدهد اختلافات سیاسی، به تضعیف امنیت روانی جامعه منجر شود.
به خارج: نظام تصمیمگیری ایران در شرایط فشار، دچار آشفتگی نیست و نهادها میدانند چه زمانی باید اختلافات را مدیریت کنند.
این دقیقا همان چیزی است که امروز به آن نیاز داریم؛ بلوغ سیاسی، نه مسابقه تندروی.
این البته نقد شخص ذوالنور بهعنوان فرد نیست؛ نقد یک رویکرد خطرناک است که تصور میکند هر زمان، زمان تسویهحساب سیاسی است. تجربه نشان داده که این نوع رفتارها، بیش از آنکه دولت را تضعیف کند، سرمایه اجتماعی کل نظام را هدف میگیرد. سوال از رئیسجمهور اگر قرار است مؤثر باشد، باید در زمان ثبات نسبی، با محوریت مسائل روشن و با هدف اصلاح انجام شود؛ نه در میانه اغتشاش، تهدید خارجی و جنگ روایتها.
اقدام ذوالنور در طرح سوال از رئیسجمهور در شرایط فعلی، اقدامی نابهنگام و فاقد درک دقیق از اولویتهای ملی بود. در مقابل، تصمیم قالیباف برای تحویل نگرفتن این سوال، نشانهای از عقلانیت سیاسی و فهم مسئولانه از شرایط کشور است.
امروز کشور بیش از هر چیز به مدیریت اختلافات درونساختاری نیاز دارد، نه برجستهسازی آنها. مجلس میتواند و باید ناظر باشد، اما ناظری که بداند گاهی مهمترین نظارت، جلوگیری از یک خطای پرهزینه است.
حق نظارتی مجلس محفوظ است اما اکنون وقت همگرایی برای حل مشکلات کشور است نه باز کردن اختلاف داخلی.
بازار ![]()